راهکارهای برون رفت کشور از بحران آب
- شناسه خبر: 24058
- تاریخ و زمان ارسال: 30 تیر 1401 ساعت 18:41

با توجه به میزان منابع آب و سرانه مصرف، ایران از جمله کشورهایی است که در گروه کشورهای مواجه به کمبود فیزیکی آب قرار دارد. این گروه شامل کشورهای است که در سال ۲۰۲۵ با کمبود فیزیکی آب مواجه هستند. این بدان معناست که حتی در بالاترین راندمان و بهرهوری ممکن در مصرف آب، برای تامین نیازهای کشور، آب کافی در اختیار نخواهد بود. بر اساس شاخص فالکن مارک، کشور ایران در آستانه قرار گرفتن در بحران آبی است. با توجه به اینکه در دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ شمسی حدود ۶۹ درصد از کل آب تجدیدپذیر سالیانه مورد استفاده قرار می گیرد، بر اساس شاخص سازمان ملل متحد، ایران نیز اکنون در وضعیت بحران شدید آبی قرار دارد. بنابر شاخصهای ذکر شده، کشور ایران برای حفظ وضع موجود خود تا سال ۲۰۲۵ باید بتواند ۱۱۲ درصد به منابع آب قابل استحصال خود بیفزاید که این مقدار با توجه به امکانات و منابع آب موجود غیرممکن به نظر می رسد.
روزنامه واشینگتنپست در تیرماه ۱۳۹۳، اعلام داشت، ایران در بین ۲۴ کشوری قرار دارد که وضعیت آب در آنها خطرناک است. در خرداد سال ۱۳۹۳ شمسی، خبرگزاری بیناللملی طبیعت با انتشار خبری، بحران شدید آب را برای ایران بزرگترین چالش در دوران معاصر خواند. در این گزارش آمده است که بر اساس مستندات راهبردهای بینالمللی آینده (FDI)، ایران از سالها پیش در معرض بحران آب قرار داشته است، اما در سه دهه اخیر برای آن گامی برداشته نشده است. این گزارش حاکی از آن است که ایران از مرحله آمادگی برای خطر عبور کرده و هماکنون در مرحله خطر قرار دارد.
عیسی کلانتری، که در دهه۱۳۷۰ وزیر کشاورزی جمهوری اسلامی ایران بوده است، بحران آب در ایران راتهدیدآمیزتر از خطر اسرائیل خوانده است. وی که مسئول وقت ستاد احیای دریاچه ارومیه بوده است در بهمن ماه ۱۳۹۳ وضعیت آب در ایران را چنین شرح داده است. همچنین وی اظهار داشته اگر تا چند سال آینده این معضل رفع نشود هفتاد درصد جمعیت کشور مجبور به ترک ایران میشوند.
خشکسالی در مناطق مرکزی، شرق و جنوب کشور بصورت مهیبتری جولان میدهد. جدیدترین آمارهای وزارت نیرو حاکی از آن است که در استانهای سیستان و بلوچستان، فارس، یزد، خراسان جنوبی و اصفهان نه تنها سفرههای زیرزمینی آب تهی شدهاند که ذخایر سدها نیز کاهش ۲۵ تا ۵۰ درصدی را نسبت به سال گذشته تجربه میکنند. این موضوع در حالی رخ میدهد که تازهترین گزارشها نشان میدهد حجم آب زاینده رود اصفهان به ۵۰ درصد سال گذشته کاهش داشته و در حال حاضر ذخیره مخزن آب زاینده رود تنها ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب دارد. علاوه بر این محمودپور، رئیس گروه زمینشناسی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور از افزایش هشداردهنده نرخ فرونشست زمین در گستره جنوب غربی تهران خبر داده و گفته است که این رقم از ۱۷ سانتیمتر در سال ۸۴ تقریبا به دو برابر رسیده است. عیسی کلانتری، مشاور آب و محیط زیست معاون اول رئیس جمهوری نیز اعلام کرده است که تمدن کشور در مناطق مرکزی و جنوب کشور در معرض تهدید است و تنها دامنه شمالی البرز از خشکسالی مصون مانده است. کشاورزی ناکارامد و توأم با سوء مدیریت مدیران کشاورزی ایران یکی دیگر از عوامل اصلی بحران آب در ایران است، در حالیکه تنها ۱۲ درصد از مساحت ایران زیر کشت میرفته است، حدود ۹۳ درصد از مصرف آب ایران در بخش کشاورزی صورت گرفته است. این درحالیست که تنها ده درصد تولید ناخالص ملی کشور از راه کشاورزی به دست میآید و ۱۷ درصد نیروی کار کشور در این بخش مشغول هستند. ایران به دلیل تکیه بر اقتصاد مبتنی بر نفت، بهرهوری اقتصادی خود در بخش کشاورزی را در تاریخ معاصر نادیده گرفته است. تمایل برای افزایش تولید کشاورزی، توسعه مناطق تحت کشت را در سراسر کشور تشویق کرده است.
بخش کشاورزی در ایران از لحاظ اقتصادی ناکارآمد است و سهم این بخش در تولید ناخالص ملی در طول زمان کاهش یافته است. این بخش هنوز صنعتی نشده و کشور از شیوههای منسوخ شده کشاورزی و منتهی به بهرهوری بسیار کم در آبیاری و تولید رنج میبرد. شیوه غالب کشاورزی در ایران، کشاورزی آبی است و بازده اقتصادی حاصل از مصرف آب کشاورزی پایین است. الگوهای محصول در سراسر کشور نامناسب و در بسیاری از مناطق با شرایط دسترسی به آب ناسازگار است.
توجه به خودکفایی در تولید محصولات عمده استراتژیک مانند گندم پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و طی سالهای جنگ با عراق و تحریمهای اقتصادی افزایش یافت و منجر به تحمیل یارانههای سنگین در بخش توسعه کشاورزی شد و باعث فشار بیش از حد در بخش آب گردید. نه تنها برنامهها برای ساخت کشوری با خودکفایی در مواد غذایی شکست خورده، بلکه آرمان دستیابی به امنیت غذایی باعث ناامنی در بخش آب گردیده است. در حالی که برخی از کارشناسان معتقدند که ایران ظرفیت مورد نیاز برای تبدیل شدن به خودکفایی در مواد غذایی را ندارد، نگرانیهای جدی در مورد وابستگی کشور به واردات مواد غذایی وجوددارد و امنیت غذایی و خودکفایی هنوز هم از موضوعات بحث برانگیز در ایران هستند.
منابع آب ایران به طور جدی از ساختار نامناسب حکمرانی و مدیریت آب رنج میبرد. در بخش آب، تعدد ذینفعان و تنظیم منابع آب به طور طبیعی با درگیریها و رقابتها همراه است. سازمان حفاظت محیط زیست ایران، مسئول حفاظت از محیط زیست کشور، قدرت سیاسی محدودی دارد و فاقد ظرفیت مورد انتظار برای اجرای مقررات جلوگیری از آسیبهای محیط زیستی است. همچنین ساختار سلسله مراتبی سیستم مدیریت آب در ایران فرصتهایی را برای فساد و ناکارآمدی جدی در تبدیل تصمیمات به عمل، ایجاد میکند.
سازمان محیطزیست سرعت استفاده از منابع آب زیرزمینی در ایران را در قیاس با استاندارد جهانی سه برابر بیشتر تخمین میزند. این برداشت بیرویه عامل خشکیدن ۲۹۷ دشت از ۶۰۰ دشت ایران میباشد. همچنین بخاطر عدم رسیدگی به شبکه انتقال آب ۳۵ میلیارد مترمکعب آب در مسیر انتقال هدر میرود. مطابق گزارش شرکت آب و فاضلاب و دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران تا تاریخ شهریور ماه سال نود وچهار، ۴۰ درصد از شبکه آب کشور فرسوده اعلام شد. ۱۳ درصد از کل هدر رفتن آب ایران تا این تاریخ به موجب همین فرسودگی بوده است. تلاش ایران برای مدرنیزه شدن، در کنار پیشرفتهای قابل توجه در توسعه زیرساختها قبل و بعد از انقلاب اسلامی، باعث توجه کمتر به اثرات زیست محیطی طولانی مدت به دلیل تعجیل برای ساخت زیرساختها و توسعه فناوری شد. در نتیجه این وضعیت ارتباط مهم بین توسعه و محیط زیست تا حد زیادی نادیده گرفته شد، و اجرای پروژههای زیربنایی و مهندسی به طور جدی محیط زیست را تحت تأثیر قرار داد که اثرات منفی آن بر سلامت مردم و بر سیستمهای طبیعی مشاهده شده یا در طولانی مدت دیده خواهد شد. با وجود اثرات محیط زیستی و اقتصادی، تشنگی برای توسعه فنی و تکنولوژی سریع به جای توسعه پایدار هنوز هم عامل اصلی تصمیمگیریهای توسعهای کشور است.
۱- بحران امینتی در غرب آسیا (خاورمیانه) و عوامل آن
موسسه منابع جهان، اقدام به پیشبینی وضعیت آب در ۱۶۷ کشور جهان در سالهای ۲۰۲۰، ۲۰۳۰ و ۲۰۴۰ کرده است. بنابر این پیشبینی، احتمالاً افزایش جمعیت، افزایش مصرف و گسترش شهرنشینی تقاضا برای آب را در سراسر جهان افزایش خواهد داد. گزارش به صورت کلی بسیار نگران کننده است و چشم انداز خطرناکی را از آیندهی جهان به تصویر میکشد. اما آنچه آن را نگران کنندهتر می کند فهرست ۳۳ کشوری است که تا سال ۲۰۴۰ «به شدت» دچار تنش آب (water stress) خواهند شد. نام کشور ما ایران نیز دراوایل این فهرست به چشم میخورد و همانطور که در شکل ۱ مشاهده میشود همراه با اغلب کشورهای خاورمیانه، با خطر بروز تنش آب بسیار زیاد مواجه است.
کشورهای تحت تنش آبی در سال ۲۰۴۰
منطقه خاورمیانه هماکنون نیز از لحاظ امنیت آب(water security) در شمار فقیرترین مناطق جهان است .
کشورهای این منطقه با نرخ بسیار بالایی از سفرههای آب زیرزمینی و سایر منابع آبی خود بهرهبرداری میکنند. با توجه به خشونتهای منطقهای و آشوبهای سیاسی و نظامی در منطقه که توجه جهانیان را نیز به خود جلب کرده است، بحران آب موضوعی حاشیهای به نظر میرسد. اما باید توجه داشت که کمبود آب در سوریه احتمالاً در بروز نا آرامی و در نهایت جنگ داخلی در این کشور نقش بسیار مهمی بازی کرده است.
کاهش روزافزون منابع آب و سوء مدیریت مزمن در سوریه باعث مهاجرت یک و نیم میلیون نفر که اغلب کشاورز و دامدار بودهاند به مناطق شهری شده که به نوبه ی خود وضعیت ناپایدار سوریه را بحرانیتر ساخته است.
شورای امنیت ملی آمریکا در بهار ۲۰۱۲ گزارشی علنی دربارهی امنیت آب در جهان تهیه کرد. بر اساس این گزارش، چندین منطقه در جهان شامل شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوبی در دههی آینده و بعد از آن با چالشهای عظیم آب مواجه خواهند بود. بر اساس این گزارش، بیشتر کشورهایی که برای آمریکا اهمیت ویژهای دارند آنچنان مشکلات آبی عظیمی را تجربه خواهند کرد که با افزایش ریسک بروز ناپایداری اجتماعی، فروپاشی دولت و افزایش تنشهای منطقهای مواجه خواهند شد و در نتیجه ناتوان از همکاری با آمریکا خواهند گردید. از همین رو برای جلوگیری از سقوط دول هم پیمان خود، مشاورههای اساسی به این کشورها ارائه دادهاند.
۲- تلاشهای دول منطقه برای فرار از بحران آب
۲-۱ امارات متحده عربی
امارات متحده عربی، کشوری در جنوب خلیج فارس با ۹ میلیون نفر جمعیت و ۸۴ هزار کیلومتر مربع مساحت است که سرانه آب تجدیدپذیر (شامل جریان رودخانهها و آبهای باران) در آن ۱۷ مترمکعب به ازای هر نفر در سال ۲۰۱۳ بوده است. سازمان ملل کشورهایی را که سرانه آب تجدیدپذیر در آنها کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب در سال باشد، کشورهای مواجه با کمبود آب(water scarce) تعریف میکند و بر این اساس امارات با کمبود شدید منابع آب تجدیدپذیر روبهرو است. با وجود این کمبود شدید منابع آبی تجدیدپذیر، امارات توانسته است آب مورد نیاز برای توسعه و رشد صنعتی و جمعیتی نسبتا سریع خود را تأمین کند. بر اساس آمارهای بانک جهانی این کشور در ۱۰ سال اخیر به طور میانگین ۴% رشد تولید ناخالص داخلی و ۹% رشد جمعیت داشته است و اگر تنها به منابع آبی تجدیدپذیر اکتفا میکرد در این مسیر با مشکلات زیادی روبه رو میشد. اما این کشور با اتخاذ راهبرد شیرینسازی آب دریا توانسته است بر مشکل کمبود آب خود غلبه کند به نحوی که ۸۰% از آب مورد نیاز امارات با واحدهای آب شیرینکن تأمین میشود. این کشور توانسته است با تأسیس ۲۵ واحد بزرگ ظرفیت شیرینسازی، میزان ظرفیت آب را از صفر مترمکعب در روز در سال ۱۹۶۶ به بیش از ۹ میلیون متر مکعب در روز در سال ۲۰۱۳ برساند.
شکل ۲( ظرفیت تجمعی شیرین سازی آب در امارات متحده عربی
امارات یکی از کشورهایی است که نسبت تولید برق به جمعیت آن خیلی بالاست. همچنین بالاترین میزان نیروگاههای تولید آب شیرین و بزرگترین نیروگاه تولید آب شیرین در جهان به نام نیروگاه جبل علی (شکل ۳) را دارد. تخمین زده میشود که نیاز برق امارات از ۱۵٫۵ گیگاوات به بیش از ۴۰ گیگاوات (۴۰٫۰۰۰ مگاوات) در سال ۲۰۲۰ برسد.
شهر دبی با بیش از ۲ میلیون نفر جمعیت، پرجمعیت ترین شهر امارات است که توانسته است به یک قطب تجاری بزرگ در خاورمیانه تبدیل شود بنابراین تأمین آب شرب برای این شهر از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به کمبود شدید منابع آب تجدیدپذیر در امارات، شیرینسازی آب راهبرد اصلی تأمین آب این شهر است به نحوی که ۸/۹۸% از آب مورد نیاز این شهر با آبشیرینکنها تأمین میشود.
شکل ۳ – آب شیرینکن جبل علی در دبی که بخش قابل توجهی از آب این شهر را تأمین میکند.
در واقع اماراتیها دریافته اند که تأمین آب یکی از مهمترین زیرساختهای لازم برای توسعه شهرهایی مانند دبی است و برای این موضوع، از مزیت دسترسی به آبهای خلیج فارس استفاده و با شیرین سازی آب، مشکل خود را حل کردهاند.
بطور کلی امارات متحده عربی دارای ۹ نیروگاه تولید برق و آبشیرینکن با سوخت فسیلی است که نیروگاه جبل علی با ۸۵۰۰ مگاوات بزرگترین نیروگاه سوخت فسیلی تولید برق و آبشیرینکن جهان میباشد .بعد از این نیروگاه، نیروگاههای شویهات، الطویله، العویر، فجیره، حمریه، ام النار، العین و المرفا به ترتیب با ۴۶۱۰، ۴۳۵۵، ۳۵۰۰، ۲۸۹۳، ۲۵۰۰، ۲۲۰۰، ۴۲۸ و ۱۹۲ مگاوات در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.
امارات تنها به تولید برق و آبشیرینکن از سوختهای فسیلی بسنده ننموده و از تکنولوژیهای جدید دیگر نیز برای افزایش میزان انرژی خود استفاده نموده است. آنها در سال ۲۰۱۳ از دو نیروگاه تولید برق خورشیدی خود بنام شمس-۱ و محمد بن راشد آل مکتوم در شهرهای ابوظبی و دبی رونمایی کردند که ظرفیت تولید برق آنها به ترتیب ۱۰۰ و ۱۰۰۰ مگاوات است و از بزرگترین نیروگاه های تولید برق خورشیدی جهان هستند.
اماراتیها پا را از این نیز فراتر گذاشتند و در سال ۲۰۱۸ با ایجاد نیروگاه هستهای براکه که بزرگترین نیروگاه هسته ای در خاورمیانه می باشد درصدد ایجاد ۵۶۰۰ مگاوات برق هستهای و در نهایت ایجاد آبشیرینکنهای هستهای هستند. این نیروگاه در حال حاضر در حال احداث است.
۲-۲ عربستان سعودی
جمعیت عربستان از ۴ میلیون نفر در سال ۱۹۶۰ به تقریبا ۳۰ میلیون نفر در سال ۲۰۱۴ رسید. این کشور بزرگترین تولید کننده و مصرف کننده برق در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. عربستان یک چهارم از نفت تولیدی خود را در داخل مصرف میکند و در حالیکه انتظار میرود تقاضای انرژی به صورت مداومی افزایش یابد، تولید نفت در سطح کنونی باقی خواهند ماند و این کشور در سال ۲۰۳۰ بخش بزرگی از تولید نفت خود را در داخل مصرف خواهد کرد.
هماکنون ظرفیت تولید برق این کشور بیش از ۳۰ گیگاوات است. تقاضا با نرخ سالیانه ۸ درصد افزایش مییابد و انتظار میرود در سال ۲۰۲۰ به ۷۰ گیگاوات و در سال ۲۰۳۲ به ۱۲۰ گیگاوات برسد. بخشی از این افزایش به دلیل رشد تأسیسات آبشیرینکنی خواهد بود. با این حال، سازمان «شهر انرژی اتمی و تجدیدپذیر ملک عبدالله» (KA-CARE) در اکتبر ۲۰۱۵ اعلام کرد: «افزایش سالیانه در تقاضای داخلی برای انرژی اکنون بین ۶ درصد تا ۸ درصد است. پیشبینیها نشان میدهند که عربستان باید قدرت تولیدی خود را تا سال ۲۰۴۰ به ۸۰ گیگاوات برساند.»
عربستان سعودی دارای فرکانس شبکه ۶۰ هرتز در منطقه است و همین امر ارتباط شبکه برق آن با خارج به منظور واردات یا صادرات را به شدت محدود میکند .با توجه به جمعیت کنونی آن که تقریبا ۳۰ میلیون نفر بوده و مصرف سرانه آن در سال ۸۰۰۰ کیلووات است به شدت وابسته به یارانه دولتی است.
این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ ظرفیت برق قابل تجدید را ۲۴ گیگاوات و تا سال ۲۰۳۲، ۵۰ گیگاوات سازد. عربستان در نظر دارد ۱۰ گیگاوات از برق تولید شده را در زمستان، زمانی که بخش اعظمی از برق تولید شده بلااستفاده میماند (تجهیزات سرمایشی بیش از نیمی از ظرفیت تولید در تابستان را مصرف میکنند)، به ایتالیا و اسپانیا صادر کند. از مجموع ۵۰ گیگاوات تا سال ۲۰۳۲ قرار بود ۱۸ گیگاوات آن توسط انرژی هستهای تولید شود که البته چشمانداز انرژی هستهای تا سال ۲۰۴۰ به تعویق انداخته شده است.
دولت عربستان در آگوست ۲۰۰۹ (مرداد ۱۳۸۸ شمسی) اعلام کرده بود که قصد دارد برنامه هستهای مستقل خود را ایجاد کند و در آوریل ۲۰۱۰ نیز طی یک فرمان حکومتی و پادشاهی اعلام شد: «توسعه انرژی هستهای برای برآورده کردن نیاز پادشاهی در حوزه انرژی برای تولید برق، آب شیرین و کاهش وابستگی به منابع هیدروکربنی ضروری است.»
«شهر انرژی اتمی و تجدیدپذیر ملک عبدالله» (KA-CARE) در ریاض برای پیشبرد این برنامه به عنوان جایگزینی برای نفت تأسیس شد و مسئول قراردادهایی است که توسط دولت سعودی در حوزه انرژی هستهای امضاء میشود. این سازمان همچنین مسئول نظارت بر فعالیتهای مرتبط با انرژی هستهای و پروژههای زبالههای رادیواکتیو میباشد.
عربستان در ژوئن ۲۰۱۰ (خرداد ماه ۱۳۸۹ شمسی) شرکت مشاوره فنلاندی- سوئیسی پویری (Poyry) را برای کمک در تعریف «استراتژی سطح بالا در حوزه کاربردهای انرژیهای هستهای و تجدیدپذیر» در سیستم های آب شیرینکنی، منصوب کرد. در نوامبر ۲۰۱۱ (آبان ماه ۱۳۹۰ شمسی) نیز شرکت ورلی پارسونز (Worley Parsons) برای تحقیق درباره سایتهای مناسب و تحلیلهای منطقهای به منظور شناسایی سایتهای بالقوه به کار گماردند. سه سایت جبیل در حاشیه خلیج فارس و تبوک و جیزان در حاشیه دریای سرخ تاکنون شناسایی و معرفی شدهاند. در راستای همین اقدامات شرکت هلدینگ هستهای عربستان در سال ۲۰۱۳ تأسیس شد.
در ژوئن ۲۰۱۱، هماهنگ کننده همکاریهای اتمی در KA-CARE اعلام کرد که کشورش قصد دارد ۱۶ نیروگاه هستهای را طی ۲۰ سال آتی با هزینه ۳۰۰ میلیارد ریال سعودی (۸۰ میلیارد دلار) بسازد. این نیروگاه ها ۲۰ درصد برق عربستان را تأمین خواهند کرد. رآکتورهای کوچکتر به مانند مدلهای CAREM آرژانتینی برای آب شیرینکنی به کار گرفته خواهند شد. در آوریل ۲۰۱۳ (فروردین ماه ۱۳۹۲ شمسی) هلدینگ هستهای عربستان، جدول زمانی مشخصی برای ساخت و ساز، که از سال ۲۰۱۶ آغاز میشده را ارائه داده بود.
در آوریل ۲۰۱۳، KA-CARE اعلام کرد که ۱۷ گیگاوات از ظرفیت ۱۲۳ گیگاواتی تا سال ۲۰۳۲ توسط انرژی هستهای تأمین خواهد شد. در حدود نیمی از ظرفیت در سال ۲۰۳۲ هنوز هم هیدروکربن باقی مانده و یک سوم آن را نیز انرژی خورشیدی با سرمایهگذاری بالغ بر ۱۰۸ میلیارد دلار تأمین خواهد کرد. علاوه بر این ۹ گیگاوات انرژی بادی نیز در حوزه آب شیرینکنی به کار خواهد رفت. همانگونه که پیشتر نیز گفته شد در ژانویه ۲۰۱۵، چشمانداز سال ۲۰۳۲ تا ۲۰۴۰ به تعویق انداخته شد.
در سپتامبر ۲۰۱۳ (شهریور ۱۳۹۲ شمسی) شرکتهای « انرژی هستهای جی ایی هیتاچی» (GE Hitachi Nuclear Energy) و توشیبا/ وستینگهاوس) Toshiba/ Westinghouse( قراردادی را با شرکت ایی ان پی (ENP) امضا کردند تا قراردادهایی هستهای با KA-CARE منعقد کنند. شرکت جی ایی هیتاچی مدلهای ABWR و ESBWR را پیشنهاد داد در حالیکه توشیبا/ وستینگهاوس راکتورهای مدل ۱۰۰۰AP و ABWR را ارائه کرد.
مؤسسه تحقیقات انرژی اتمی کره (KAERI) در مارس ۲۰۱۵ قراردادی با KA-CARE برای ارزیابی امکان ساخت دست کم دو راکتور مدل SMART امضاء کرد. انتظار میرود تحقیقات اولیه سه سال به طول انجامد. در سپتامبر ۲۰۱۵ (شهریور ۱۳۹۴ شمسی) قراردادهای بیشتری برای همکاری در ایجاد زیرساختهای دانش در حوزه راکتورهای SMART و نیز طراحی، ساخت و نگهداری این راکتورها بین دو کشور به امضاء رسید.
راکتورهای مدل SMART برای تولید برق (تا ۱۰۰ مگاوات) و نیز کارکردهای حرارتی به مانند آب شیرینکنی طراحی شدهاند. طول عمر این راکتورها ۶۰ سال بوده و هر سه سال یکبار سوخت آن باید عوض شود. هزینه ساخت اولین واحد SMART در عربستان ۱ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
در مارس ۲۰۱۵ (اسفند ۱۳۹۳ شمسی)، شرکت دولتی اینواپ (INVAP) آرژانتینی و نیز شرکت تقنیه متعلق به عربستان یک شرکت مشترک به نام اینوانیه (Invania) تاسیس کردند تا با تکنولوژی هستهای، برنامهای جامع برای عربستان با تمرکز بر راکتورهای هستهای کوچک CAREM با ظرفیت ۱۰۰ مگاوات برای آب شیرینکنی، ارائه کنند. عربستان همچنین در ژانویه ۲۰۱۶ (دی ماه ۱۳۹۴ شمسی) نیز قراردادی با شرکت مهندسی هستهای چین (CNEC) به امضاء رساند تا یک راکتور دمای بالا (HTR) در این کشور ساخته شود. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد عربستان با کشورهای کره جنوبی، آرژانتین و همچنین چین در حوزه ساخت نیروگاههای هستهای کوچک همکاری میکند.
عربستان در ژوئن سال ۲۰۱۵ (خرداد ۱۳۹۴)، وارد قراردادهایی با شرکت روس اتم (Rosatom) در حوزه انرژی هستهای شامل طراحی، ساخت، مدیریت و از رده خارج کردن راکتورهای نیروگاهی و تحقیقاتی شامل تأسیسات آب شیرینکنی و شتاب دهنده ذرات، ارائه خدمات چرخه سوخت هستهای، مدیریت پسماند سوخت هستهای، تولید رادیوایزوتوپ و کاربرد آنها در صنعت، پزشکی و کشاورزی، و آموزش و تربیت متخصصین در حوزه انرژی هستهای، به امضا رساند.
رسانهها همچنین در اکتبر ۲۰۱۵ (مهرماه ۱۳۹۴ شمسی) گزارش دادند که عربستان سعودی یک توافق همکاری هستهای با مجارستان امضاء کرده است. KA-CARE پیشتر اعلام کرده بود که در حال مذاکره با جمهوری چک، انگلستان و آمریکا برای «همکاری بیشتر» است.
۲-۳ رژیم اشغالگر اسرائیل
با گشت و گذار کوتاهی در فروشگاههای مواد غذایی اروپا، به دفعات زیاد میتوان محصولاتی را دید که روی بستهبندی آنها، کشور تولید کننده را اسرائیل درج کرده است. اما سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چطور ممکن است که در محدوده جغرافیایی که در عرف کشورهای غربی به عنوان اسرائیل اطلاق میشود و از لحاظ مساحت، حدود بیست هزار کیلومتر مربع یعنی تقریبا به اندازه استان زنجان در ایران میباشد، حدود ده میلیون نفر (همراه با فلسطینیان کرانه باختری رود اردن) زندگی میکنند در حالی که هم برای مصرف خوراک این مردم، محصولات کشاورزی تولید میکنند و فراتر از آن، مازاد آن را به کشورهای دیگر میفروشند و درآمد کسب میکنند؟
باید توجه داشت که بیش از شصت درصد از مساحت سرزمینهای اشغالی، بیابانی و نیمه بیابانی است و اولین چیزی که به ذهن خطور میکند این است که با وجود اینکه حتی یک رودخانه بزرگ هم در این کشور وجود ندارد، پس مشکل آب شرب و کشاورزی در رژیم صهیونیستی را چگونه حل کردهاند؟ چگونه با وجود این همه بیابان و خشکسالی مفرط در خاورمیانه، محصولاتی با این کیفیت که همگی محصولاتی هستند که به آب فراوان نیاز دارند، تولید کرده و به سایر نقاط دنیا صادر میکنند؟
مسئله زمانی جالب و گیج کنندهتر میشود که توجه شود، این رژیم تا پنجاه سال پیش برای تضمین تامین آب شرب خودش، سرزمینهای جنوب لبنان و بلندیهای جولان سوریه را اشغال کرد تا به سرشاخههای دو رودخانه فصلی تسلط کامل داشته باشد. اما امروزه با کمال تعجب باید گفت که آنها در صحرای بی آب و علف نِقب در قلب سرزمینهای اشغالی، در وسط بیابان، واحدهای پرورش ماهی احداث کردهاند و طبق آمار شرکتهای فعال در این زمینه، سود بسیاری هم از فروش محصولات شیلات خود برای مصرف داخلی و صادرات مازاد آن به سایر کشورهای دنیا کسب میکنند.
با اندکی جستجو در منابع مختلف، این مسئله دریافت میشود که اسرائیل یکی از بزرگترین نیروگاههای هستهای آب شیرینکن دنیا را در کنار دریای مدیترانه در منطقه سورک (Sorek) احداث کرده است (شکل ۴) که ظرفیت شیرینسازی ۶۲۴ هزار متر مکعب آب در روز را دارد (هر متر مکعب هزار لیتر آب است) که معادل با حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در سال میباشد (طرح اولیه برای ۱۵۰ میلیون متر مکعب آب برنامهریزی شده بود که در طرح نهایی به ۲۳۰ میلیون مترمکعب ارتقا پیدا کرد.)
تاسیسات آب شیرینکن سورِِک در ۱۵ کیلومتری جنوب تل آویو در اکتبر سال ۲۰۱۳ )مهرماه ۱۳۹۲ شمسی( عملیاتی شد و روزانه توانایی املاح زدایی ۶۲۴ هزار متر معکب آب دریا را داراست که بزرگترین نیروگاه املاح زدایی در کل دنیا محسوب میشود. ساخت این نیروگاه از ژانویه ۲۰۱۱ )دی ماه ۱۳۸۹ شمسی( آغاز و با هزینه ۴۰۰ میلیون دلار معادل ۱۷۰۰ میلیارد تومان به اتمام رسید.
شکل ۴ – نیروگاه آب شیرین کن سورک اسرائیل
برای درک بیشتر موضوع ابتدا باید فهمید که ۲۳۰ میلیون متر مکعب آب در سال یعنی چقدر؟ به عنوان مثال، سد امیرکبیر که به همراه سد لتیان، منابع اصلی تأمین آب آشامیدنی و زراعی تهران میباشند را در نظر بگیرید که در مجموع چیزی در حدود ۲۹۰ میلیون متر مکعب آب (برابر با ۲۹۰ میلیارد لیتر) در پشت مخازن خود دارند که تازه از این مقدار آب، در طول سال حداکثر تا ۶۵ درصد از ظرفیت آنها مصرف میشود. به عبارتی، بخش اعظم آب استان تهران و استان البرز با جمعیتی در حدود ۱۵ میلیون نفر که عمدتاً از این دو سد تامین میشود، چیزی در حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب در سال است که دقیقا برابر است با ظرفیت یکی از این نیروگاه های آب شیرین کن هستهای، که البته با ارقام جمعیتی در سرزمینهای اشغالی هم خوانی دارد و نشان میدهد که یک نیروگاه آب شیرینکن از این نوع میتواند (در بدترین حالت) برای مصرف حداقل ده میلیون نفر آب آشامیدنی و زراعی کافی تولید کند. به طور خلاصه رژیم صهیونیستی از روش آب شیرینکن، بیش از نیمی از آب مورد نیاز بخشهای صنعتی و کشاورزی و آشامیدنی خود را به دست میآورد و این در حالی است که در یکی از خشکترین مناطق دنیا واقع شده است.
۳- بحث و بررسی
۳-۱ تلاش های آمریکا و غرب برای فروپاشی ایران
همه به این مسئله واقفند که هر ملتی بتواند بهتر و دقیقتر، فکر و برنامهریزی کند، می تواند آقا و ارباب جهان شود و هر ملت و کشوری که نتواند و یا نخواهد برای مدیریت جامعه خود فکر اساسی و ریشهای کند در نهایت محکوم به شکست است و تحت سلطهی دیگران قرار خواهد گرفت. این مسئله یکی از سنتهای الهی و از نوامیس تکوینی عالم میباشد و در این امر هیچ تفاوتی بین مومن و ملحد وجود ندارد. غرب و سردمدار آنها ایالات متحده آمریکا برای تسلط بر جهان و ایجاد جهان تک قطبی تمام هم و غم خود را برای نابودی دول مستقل انجام داده و یا انجام میدهند. همه دنیا این مسئله را به خوبی درک کرده اند که دشمن برای تسلط بر منابع جهان با فکرهای بسیار پیچیده عمل مینماید و وجود چندین موسسه مطالعاتی تخصصی در دولت آمریکا از جمله شورای روابط خارجی، انستیتو بروکینگز، موسسه اینتراپرایز، موسسه رند و … دلیل بر همین مدعاست. آمریکا و دول غربی قبل از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی و هنگامی که ایران تحت مستعمرهی آنها بود، خود پیشنهاد دهنده برای ساخت نیروگاههای هستهای برای تأمین انرژی و برق ایران بودند و دول غربی از جمله دولت آلمان مجری طرح ساخت نیروگاه اتمی بوشهر و فرانسه حامی و تأمین کننده سوخت هستهای آن بود. ولی با انقلاب اسلامی ایران و شعار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر عدم پایبندی به سیاستهای مستعمرانهی دول شرقی و غربی، آمریکا و دول غربی با زیرپا گذاشتن قراردادهای خود، توسعه صنعت هستهای در ایران را متوقف و تمام تلاشهای خود از تهدید و ترور را برای عدم دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای انجام دادند. با توجه به منابع محدود زمین و همچنین نیازهای نامحدود بشر و رشد سریع جمعیتی جهان، نیاز مبرم به انرژی و آب بعنوان ماده اولیهی تأمین مواد غذایی محسوس و ضروری است. از همین رو آمریکا و دول غربی که طی تلاشهای فراوانی از جمله تحریم، جنگ و فشارهای فرهنگی نتوانسته اند شاهد سقوط نظام حاکم بر ایران شوند درصدد بودند با تحریم تکنولوژی هستهای بعنوان علم روز دنیا و یکی از علوم کاربردی بسیار مهم در تولید انرژی، ایران را دچار تنگنای اقتصادی و نارضایتی مردمی قرار دهند فارغ از اینکه با وجود تحریم و تهدیدهای شدید ایران توانسته است به تکنولوژی هستهای و چرخه سوخت دست یابد. گام بعدی آنها عدم استفادهی ایرانیها از تکنولوژی هسته ای بود که با قطعنامه های شورای امنیت و ایجاد تحریمهای بانکی و ارزی درصدد فشار مضاعف بر ایران برآمدند که باز نتوانستند جلوی پیشرفتهای هستهای ایران را بگیرند. آنها در یک توافق بنام برجام،که پشت این توافق، موسسات مطالعاتی ایالات متحده با زیرکی توقف فعالیتهای هستهای ایران برای مدت معینی را گنجانده بودند، میخواستند ایران قادر به استفاده از تکنولوژی هستهای برای تولید برق و آب در برههای از زمان (تا سال ۲۰۲۵) که به شدت به آن نیاز دارد نباشد. عدم تلاش ایران برای توسعه زیرساختهای هستهای و همچنین ایجاد نیروگاههای جدید هستهای در این سالها، یعنی اتلاف زمان طلایی برای خروج از بحران آب که در نهایت منجر به بحران اقتصادی شدید، شورشهای اجتماعی و در نهایت فروپاشی سیاسی خواهد شد.
۳-۲ اصلاح ساختار کشاورزی ایران
همانطور که در بخش ابتدایی و مقدمه مقاله ذکر گردید کشاورزی ایران از مدیریت سنتی و استفاده از روشهای منسوخ شده رنج میبرد و با توجه به مقدار آبی که مصرف میکند، در اقتصاد ایران تاثیرگذار نبوده است. اصلاح ساختار مدیریت کشاورزی و همچنین بروز کردن سیستم کشاورزی ایران از کاشت تا برداشت و بازاریابی با توجه به کاهش شدید منابع طبیعی آبی و استفاده از منابع جدید آب لازم و ضروری است و در صورتی که تغییر در این امر صورت نگیرد باید شاهد خسارتهای جبران ناپذیری در ارزاق روزانه مردم بود.
متاسفانه بدلیل عدم برنامهریزی و مدیریت منسجم در بخش کشاورزی هر ساله هزاران تن انواع مختلف محصول در بخشهای مختلف کشور تلف میشود که علاوه بر خسارتهای سنگینی که بر دوش کشاورز میگذارد، بخش عظیمی از منابع آبی مصرف شده بدون اینکه بهرهای برای اقتصاد کشور داشته باشد هدر میرود.
برای اینکه کشاورزی ایران هدفمند شود بایستی با برنامهریزی دقیق و همه جانبه به نحوی عمل نمود که کمترین خسارت به کشاورز، منابع کشور و در نهایت مردم وارد شود. بدلیل عدم وجود اطلاعات آماری دقیق از میزان مصرف اقلام مختلف کشاورزی در فصول مختلف سال، همه ساله نوسانات زیادی در تولید مواد غذایی راهبردی ایران صورت میگیرد که یا به دلیل کمبود، منجر به افزایش ناگهانی نرخ قیمتها شده و یا بدلیل فراوانی بیش از حد، حجم گستردهای از محصولات کشاورزی تلف شده و از بین میروند. مدیریت کشاورزی ایران هنگامی میتواند عملکرد مثبتی داشته باشد که در ابتدا آمار میزان مصرف اقلام مختلف در فصول مختلف را بدست آورده و با برنامهریزی دقیق بتواند مشاورههای کشت مناسب را به کشاورزان ارائه دهد.
وجود یک سازمان هماهنگ کننده به عنوان مرجع بین وزراتخانههای دولت در امور کشاورزی ایران، که بتواند هم کار آماری، برنامهریزی، بازاریابی ملی و بینالمللی، مدیریت واردات و صادرات و همچنین توزیع متوازن آب را انجام دهد لازم و ضروری است.
کشاورزان بایستی در ابتدای هر سال زراعی، نوع کشت، میزان آب مصرفی، میزان محصولات برداشتی، نرخ پایهی فروش اقتصادی محصول، تاریخ برداشت و خریداران محصول خود را ذکر نمایند.
وزارت کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت با شناسایی میزان اقلام مصرفی مردم در فصول مختلف سال زمانبندی کشت را به گونهای هدایت کنند که در فصل خاصی از سال کاهش و یا فزونی بیش از حد محصولات کشاورزی صورت نگیرد. همچنین با مدیریت و ساماندهی به خریداران کلان و فروشندگان خرد محصولات کشاورزی کشاورزان، از هرگونه دلالگری و احتکار در بازار اقتصادی جلوگیری بعمل آورند.
وزارت نیرو بر اساس پیشبینی سال بارشی، هشدارها یا مجوزهای لازم را به سازمان مرجع کشاورزی اعلام نماید و سازمان مرجع کشاورزی بر اساس میزان آب موجود، مجوز کشت دهد و در صورت عدم تأمین نیاز بازار داخلی بوسیله کشاورزان کشور، مجوز صادرات و یا واردات محصولات کشاورزی را به نهادهای بازرگانی، گمرک و سازمان بنادر و دریانوردی اعطا نماید تا در زمان مناسب به بازار تزریق و از شوکهای قیمتی جلوگیری بعمل آید.
۳-۳ آب عامل رونق و شکوفایی
همانطور که همگان شاهدند کاهش ذخایر آب کشور و بحران خشکسالی دامن گیر کشور شده است. فارغ از دسیسههای خارجی و جبهه شیطان که در ایجاد بحران آب با ایجاد سدهای بزرگ و گسترده در سرچشمههای رودهای بزرگ در منطقه غرب آسیا وجود دارد، بحران مدیریتی در داخل نیز بر این مشکل افزوده است .
ایجاد سدهای غیرکارشناسی و مدیریت نامناسب منابع آب های قلیل موجود و همچنین مدیریت غیرهوشمندانه و غیرمدبرانه مسئولان کشاورزی، جمهوری اسلامی را در صورتی که تحول اساسی در نگاه مدیریتی کشور نداشته باشد وارد بحرانهای شدیدی خواهد کرد.
مشکل اساسی که در تولید ارزاق معیشتی و حیاتی کشور وجود دارد کمبود منابع آبی کشور است و روز به روز این مشکل بیشتر شده تا جائیکه امروز برخی نقاط از جمله استانهای خوزستان و حتی چهارمحال و بختیاری با وجود دارا بودن منابع عظیم آبی در رودخانهها و سدها تبدیل به یک بحران زیست محیطی شده اند. انتقال آب از سرشاخههای زاگرس به فلات مرکزی و شرقی ایران اشتباه بزرگی است که علاوه بر نابودی غرب کشور و بازی با چرخهی طبیعت، شرق و مرکز کشور را نیز دچار بحران زیست محیطی خواهد کرد .
راه تامین آب برای فلات مرکزی و شرق کشور انتقال آب از سرشاخههای زاگرس نیست بلکه بایستی با مدیریتی هوشمندانهتر اقدامی انجام داد که علاوه بر تامین آب، بتواند بر قدرت جمهوری اسلامی ایران بیافزاید.
همانطور که در بخش مقدمه اشاره گردید شورای امنیت ملی آمریکا در بهار ۲۰۱۲ گزارشی علنی دربارهی امنیت آب در جهان تهیه کرده است که بر اساس این گزارش، چندین منطقه در جهان شامل شمال آفریقا،خاورمیانه و آسیای جنوبی در دههی آینده و بعد از آن با چالشهای عظیم آب مواجه خواهند بود. بر اساس این گزارش، بیشتر کشورهایی که برای آمریکا اهمیت ویژهای دارند آن چنان مشکلات آبی عظیمی را تجربه خواهند کرد که با افزایش ریسک بروز ناپایداری اجتماعی، فروپاشی دولت و افزایش تنشهای منطقهای مواجه خواهند شد و در نتیجه ناتوان از همکاری با آمریکا خواهند گردید.
این گزارش با دلسوزی برای دوستان و متحدان آمریکا در منطقه تهیه شده است و این در حالی است که کشور ما نیز که جزیی از منطقه غرب آسیا میباشد با مشکل مشابه روبه رو است که بایستی با درایت نسبت به عبور از این بحران چاره اندیشی شود. طبق پیشبینیهای موسسات آیندهنگری ایالات متحده آمریکا،جمهوری اسلامی در چند دهه آینده با بحران آب مواجه است به نحوی که برای تأمین آب مورد نیاز خود مجبور به جنگ بر سر سرشاخههای رودهای مهم منطقه خواهد شد که در صورت ایجاد جنگ برای تامین آب و یا ایجاد قحطی، جمهوری اسلامی متحمل خسارتهای بسیار شدیدی به کشور خواهد شد.
با توجه به بحران آب در کشور و خشکسالی روزافزون که ناشی از تغییرات اقلیمی منشعب از اثرات گلخانهای میباشد، نیاز آب کشور روز به روز بیشتر شده است. هم اکنون مناطق وسیعی از کشور با پدیده بیابانزایی که بخشی از آن حاصل حرکت شنهای روان و بادهای تند میباشد، دست به گریبان هستند و قسمت عمدهای از گرد و غباری که در ده سال اخیر هر تابستان و زمستان در مناطق غربی و جنوبی کشور مجال نفس کشیدن را از هموطنانمان گرفته است، ناشی از همین پدیده و خشکی خاک میباشد و این در حالی است که در ایران با داشتن منابع بینظیر، تنها و تنها به خاطر سومدیریت، فرصتها از دست میروند. همانطور که در بخش ۲ همین مقاله ذکر گردید رژیم صهیونیستی با مساحتی بسیار کمتر، در حال برنامهریزی برای استقرار جمعیتی بیش از ۲۰ میلیون نفر در سرزمین بیابانی فلسطین اشغالی میباشد و از یهودیان سراسر جهان هر ساله دعوت میکند که به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کنند و برای این کار، زیرساختهای لازم را نیز فراهم آورده است. حال این سوال اساسی مطرح میشود که جمهوری اسلامی برای خروج از بحران چه باید کند؟
در قسمت جنوبی ایران، از سواحل مکران در منتهی الیه جنوب استان سیستان و بلوچستان در دریای عمان و چابهار، تا مرز غربی ایران با عراق و سواحل خلیج فارس در خرمشهر، ایران دارای بیش از دو هزار کیلومتر مرز دریایی میباشد که اگر تنها سه نیروگاه آب شیرین کن هر یک با ظرفیت ۵۰۰ هزار مترمکعب تصفیه در روز، یکی در محدوده چابهار، دومی در محدوده میناب در استان هرمزگان و سومی هم در همین نیروگاه بوشهر که اکنون نیروگاه اتمی آن در حال تولید برق هستهای میباشد، احداث گردد، با انرژی حاصل از خوداین نیروگاهها، نه تنها آب آشامیدنی به راحتی تولید خواهد شد، بلکه آب کشاورزی نیز به میزان بسیار بیشتر و با صرف هزینه و انرژی کمتری، تولید شده و با انرژی حاصل از همین نیروگاهها به راحتی به عمق دویست کیلومتری داخل استانهای مرکزی پمپاژ خواهد شد.
برای مثال اگر نیروگاه اول در چابهار احداث گردد، هر مترمکعب (هزار لیتر)آب در حدود نیم دلار (۲۱۰۰ تومان) هزینه خواهد داشت و به ازای پمپاژ تا ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان (شکل ۵) که از سطح دریا حدود ۵۰۴ متر ارتفاع دارد، به ازای هر متر مکعب (هزار لیتر آب)، هزینه پمپاژ با برق هستهای چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان خواهد بود که در مجموع آب آشامیدنی و البته کشاورزی با قیمتی در حدود ۳۰۰۰ تومان برای هر مترمکعب به عمق دویست کیلومتری داخل خاک ایران پمپاژ شده و البته مناطق بین راه را نیز آبیاری خواهد کرد.
شکل ۵ – محدوده پیشنهادی برای احداث واحدهای آب شیرین کن هستهای
نیروگاه دوم نیز میتواند از میناب تا کهنوج به همین ترتیب آبرسانی کرده و مناطق و نواحی بین این دو شهر را نیز آبیاری کند. نیروگاه سوم نیز به همین منوال میتواند فواصل بین استانهای بوشهر و فارس تا شیراز را آبرسانی کند. اگر نواحی جنوبی کشور که به این طریق آبیاری میشوند را با هم جمع کنیم در نهایت منطقهای به وسعت بیش از سیصد هزار کیلومتر مربع که برابر با وسعت کشور آلمان است را در جنوب ایران میتوان آبرسانی کرد و تمام این اتفاقات تنها با استفاده از نیروگاههای آب شیرین کن که با انرژی هستهای کار میکنند توجیه اقتصادی خواهد داشت .
همانطور که در مقدمه این مقاله ذکر گردید وضعیت آب در فلات مرکزی و استانهای شرقی از جمله، سیستان و بلوچستان، اصفهان، یزد، کرمان، سمنان و خراسان جنوبی از بحران گذشته و وارد مرحله خطر شده است. در صورتی که جمهوری اسلامی ایران نتواند بحران شدید آبی در این مناطق را مدیریت کند، وارد بحرانهای ناخواستهی دیگری میشود که علاوه بر خسارتهای کلانی که هم به صورت مادی و هم به صورت افت شاخصهای رشد و رفاه و کاهش جمعیت نمود پیدا میکند کشور را در وضعیت بحران سیاسی و فروپاشی نیز قرار خواهد داد.
برای اینکه بتوان نسخه مناسبی برای رونق اقتصادی مناطق فلات مرکزی و شرق ایران پیچید، بایستی شناخت مناسب و صحیحی از وضعیت زمین شناسی و باستان شناسی ایران و خصوصا مناطق شرقی ایران داشت.
کویر لوت با مساحتی در حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع، در شمال شرقی استان کرمان قرار دارد و میان سه استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان گسترده شده است (شکل ۶) و حدود ۱۰ درصد از وسعت کشور را در بر گرفته است. سابقهی تمدنی بیش از پنج هزار ساله در نوار حاشیهی کویر لوت و کشف حدود سه هزار اثر تاریخی از این منطقه در نوع خود بی نظیر است که از جملهی این کشفیات میتوان به درفش پنج هزار ساله شهداد کرمان اشاره کرد که قدیمیترین درفش جهان محسوب میشود. بر اساس پژوهشهای تاریخی کویرهای ایران تا ۵۰۰۰ سال پیش مملو از آب بوده و تمامی فلات ایران همانند مناطق استوایی پوشیده از درخت بوده است. هوای این مناطق معتدل و دارای فصول بارندگی طولانی بوده است که در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز به آن اشاره شده است: « در سالهای خیلی دور، منطقه لوت یک دریاچهی زنده با زیباییهای طبیعی بوده است. پس از سالها این دریاچه تبخیر شده و کوه ها از آب سر برآوردند. محیط زیست به تدریج تغییر شکل یافت و اکولوژی لوت کاملا دگرگون شد.»
شکل ۶ – موقعیت کویر لوت ایران
بر مبنای برخی دادههای تاریخی، زلزلهای بسیار شدید فلات مرکزی کنونی ایران را به شدت تکان داده و با ایجاد گسل و فروپاشی بخشی از رسوبات کواترنری و کوههای جنوبی، دریاچهای که امروزه کویر لوت نامیده میشود، آب خود را به شدت از دست داده و باعث طغیان در ممالک همجوار میشود.
این واقعه در منابع تاریخی چین هم ثبت شده و از آن به صورت تکانهای عظیم، بارانهای شدید و سیلآسا که هرگز پیش از آن به آن اشاره نشده بود، یاد میکنند. تغییر بافت طبیعی شرق ایران پس از این واقعه به صورت تبدیل مراتع سبز به صحرا و کویر خشک، گرم شدن تدریجی هوا، آب شدن تدریجی یخهای شمال اروپا،عقیم شدن ابرهای این منطقه و در نقطه مقابل، افزایش بیسابقه باران در شبه قاره هندوستان نمودار شد. هماکنون گرمترین نقطه کره زمین در منطقه گندم بریان واقع در کویر لوت است که دمای آن تا ۷۰ درجه سانتیگراد میرسد و بنابر نظر اکثر به قریب کارشناسان زیستشناسی حیات قابل توجهی در این سرزمین وجود ندارد و از آن بعنوان بخاری کره زمین هم یاد میکنند. بنابر نظر برخی دانشمندان، تابشهای خورشیدی به کویر لوت منجر به بازتاب امواج مادون قرمز به فضا شده که برخی از این تشعشعات از اتمسفر عبور میکند و قسمتی دیگر توسط گازهای گلخانهای موجود در اتمسفر به سطح زمین بازتابیده میشود. بازگشت این امواج باعث نابودی رطوبت در هوای موجود در محیط میشود و ابرهای عبوری بر این مسیر بدلیل عدم تغذیه رطوبتی عقیم گردیده و نسبت به بارش باران فقیر میگردند و بر شدت خشکسالی میافزاید. بدلیل عدم وجود ایستگاههای هواشناسی در اعماق لوت، اطلاعات کافی از وضعیت آب و هوای حرارتی آن در دست نیست. دمای زیاد بیابان لوت، دامنه زیاد تغییرات، بارندگی ناچیز و تبخیر شدید از مهمترین ویژگیهای لوت میباشد. بدلیل برخورداری مرکز لوت از تابش خورشید، سطح لخت و بدون پوشش گیاهی، به شدت گرم شده و هوای مجاور را نیز گرم نموده و به طرف بالا صعود کرده و مرکز کم فشاری بوجود میآورد که منجر به طوفانهایی میشود که علاوه بر مشکلات، باعث پیدایش و تشدید عارضههای مهم فرسایش نیز میگردد. یکی از راههای ممانعت از تداوم این کنش و واکنش حرارتی، خاموش کردن بخاری کویر لوت از طریق بازگرداندن طبیعت آن به حالت اولیه یعنی تبدیل آن به دریاچه است.
با ایجاد یک کانال از سواحل مکران در سیستان و بلوچستان و عبور از تالاب جازموریان و از کنارهی آتشفشان بزمان میتوان آب را به کویر لوت انتقال داده و بخشی از این کویر را به زیر آب برد (شکل ۷). وجود یک دریاچه در زمینهای شور و بی حیات کویر لوت علاوه بر ایجاد حیات در دریاچهی آن با فراهم نمودن رطوبت لازم در هوای منطقه باعث بارش بیشتر در منطقه و احیای زندگی خواهد شد. با انتقال آب به درون کویر که در فصل مشترک سه استان کم آب کشور یعنی سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسان جنوبی میباشد میتوان با ایجاد نیروگاههای هستهای، خورشیدی و بادی در حاشیهی این دریاچه علاوه بر تولید برق با ایجاد واحدهای آب شیرینکن هستهای حجم انبوهی از آب شیرین جهت شرب، صنعت و کشاورزی تولید و در شکوفایی این منطقه تحول اساسی بوجود آورد.
شکل ۷ – تصویر شماتیک انتقال آب از سواحل مکران به کویر لوت و کویر مرکزی ایران پس از آبگیری
وجود آب در این دریاچه علاوه بر رفع مشکل آب برخی از استانهای در خطر کمبود آب، با ایجاد سواحل زیبای ماسهای در حاشیه دریاچه میتواند یکی از قطبهای گردشگری در کشور و حتی منطقه شود. وجود آب شیرین و برق تولیدی از نیروگاههای ایجادی، فرصت مناسبی را جهت اشتغال پایدار در بخش کشاورزی گلخانهای و همچنین رونق شیلات و پرورش آبزیان در منطقه فراهم خواهد نمود. همچنین با توجه به همجوار بودن این دریاچه در کنار دو کشور افغانستان و پاکستان میتوان مازاد برق تولیدی این نیروگاههای هستهای را به این دو کشور که به شدت کمبود برق دارند فروخت و درآمدزایی قابل توجهی را شامل کشور نمود. رونق کشاورزی و صنعت در این منطقه باعث حیات شکوفا در شرق کشور شده و باعث بازارهای مرزی گسترده در مرز دو کشور همسایه خواهد شد که با توجه به محرومیت دو کشور مجاور ایران تراز تجاری مثبتی را شامل کشور خواهد نمود. با انتقال این آب به کویر مجاور خود یعنی کویر مرکزی نیز دریاچهای در این منطقه شکل خواهد گرفت که با توجه به همجوار بودن این کویر با استانهای سمنان، قم، اصفهان و یزد و ایجاد نیروگاههای آب شیرینکن هستهای بخش اعظمی از مشکلات آب شرب این استان ها نیز مرتفع خواهد شد.
در صورت تأمین بخش اعظمی از آب شرب، کشاورزی و صنعت استانهای مرکزی و شرق کشور توسط نیروگاههای آب شیرین کن هستهای دیگر طرحها و تونلهای انتقال آب از سرشاخههای کارون و غرب کشور توجیهی نخواهند داشت و رودخانهها، دشتها و تالابهای زاگرس و غرب کشور بار دیگر به حقآبه طبیعی خود خواهند رسید و همچون گذشتههای نه چندان دور، رونق و شکوفایی غرب کشور نیز دوباره به حالت قبل خود برخواهد گشت.
۴- نتیجه گیری
ایران از سالها پیش در معرض بحران آب قرار گرفته و با وجود چندین سال متوالی از خشکسالی مفرط، اقدام جدی صورت نگرفته و اکنون ایران از مرحله آمادگی برای خطر عبور کرده و در مرحله خطر قرار گرفته است.
انرژی و نیاز به آن مهمترین نیروی محرک و بقای تمدنی جوامع بشری در آینده خواهد بود و همانطور که نظامهای منطقه در حال توسعه زیرساختهای تولید انرژی و برق هستند جمهوری اسلامی نیز بایستی توان تولید انرژی خود را بالا ببرد.
تولید انرژی و برق بوسیله منابع تجدیدناپذیر از قبیل سوختهای فسیلی با توجه به آلودگی و همچنین مدیریت بازارهای تولید نفت و گاز مقرون به صرفه نخواهد بود و با توجه به رشد جمعیتی کشور، بخش اعظمی از سوختهای فسیلی بجای صادرات و درامدزایی در درون کشور برای نیاز انرژی مصرف خواهد شد.
استفاده از انرژیهای نو از قبیل خورشیدی، بادی و بهویژه هستهای بشدت در حال گسترش میباشد.
جمهوری اسلامی ایران برای خروج از بحران شدید آب منطقه، نیازمند ایجاد حداقل شش نیروگاه هستهای کوچک برای تولید برق و آب شیرین کن میباشد.
تنش آبی ایران با صرفهجویی مردم در مصارف خانگی قابل حل نیست و نیاز به شیرینسازی آب دریا یک ضرورت است.
آبگیری کویر بسیار شور و بدون حیات لوت و مرکزی ایران با تأمین آب مورد نیاز برای نیروگاههای هستهای و تولید آب شیرین نقش بسزایی را در احیای حیات منطقه و اشتغالزایی ایجاد خواهد کرد.
تأمین حجم بالای آب شیرین برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعت مناطق شرقی و مرکزی ایران از طریق نیروگاههای هستهای و آب شیرینکنها، انتقال حجم گستردهای از آبهای سرشاخههای زاگرس و غرب را منتفی کرده و این حجم آبها با روان شدن در رودخانهها، دشتها و تالابهای زاگرس، باعث شکوفایی دوباره منطقه غرب و زاگرس خواهند شد.
۵- پیشنهادات
پیشنهاد می گردد با توجه به گرم شدن دمای زمین و آب شدن یخهای قطب شمال، میزان آب ورودی رودخانه ولگا روسیه در دریای خزر بررسی شده و با توجه به اینکه افزایش آب میتواند باعث عقب نشینی ساحل و خشکی ایران شود طرح انتقال آب از خزر به کویر مرکز بررسی گردد.








